• نویسنده: دکتر علی کربلائی
  • منتشر شده در ۲۵ آبان ۱۳۹۸

  • زمان تقریبی مطالعه: دقیقه

احساسات منفی

احساسات منفی چرا آن قدرها هم بد نیستند؟ تا به حال به این فکر کرده اید که چه خوب میشد مغزمان اجازه می داد همیشه شاد و آرام باشیم؟ جالب است بدانید علم به ما می گوید داشتن عواطف و احساسات منفی همچون ترس ، خشم و غم می تواند در واقع بسیار مفید باشد […]

احساسات منفی چرا آن قدرها هم بد نیستند؟

تا به حال به این فکر کرده اید که چه خوب میشد مغزمان اجازه می داد همیشه شاد و آرام باشیم؟

جالب است بدانید علم به ما می گوید داشتن عواطف و احساسات منفی همچون ترس ، خشم و غم می تواند در واقع بسیار مفید باشد

به راستی چرا مغز اجازه نمی دهد آرام بمانیم؟چرا احساس افسردگی می کنیم؟ای کاش میتوانستیم احساسات منفی را مهار کنیم و همیشه شاد باشیم

ینها سوالات متداولی هستند که برخی مراجعه کنندگان از من می پرسند

!آنها در واقع معتقدند ” احساسات منفی بد هستند ،بنابراین میخواهم از شرشان خلاص شوم”

اصلا عجیب نیست.ترس باعث می شود احساس دلشوره کنیم ، خشم و عصبانبت باعث می شود کنترلمان را از دست بدهیم و غم ما را در هم می شکند.گاهی آنقدر این احساسات قوی هستند که تصور می کنیم قربانی آنها شده ایم. به راستی چرا مغز چنین بازی بی رحمانه ای با ما میکند؟چطور می توانیم از این احساسات دوری کنیم؟

آیا احساسات منفی واقعا بد هستند؟

اجازه دهید فرضیاتمان را زیر سوال ببریم و ببینیم آیا واقعا احساسات منفی ناسالم هستند یا نه ؟آیا بایستی از شر آنها خلاص شد؟اگر احساسات منفی بد بودند آیا نبایستی در طول تکامل بشر به تدریج از بین می رفتند؟

این هفته پرده از رازهایی در مورد “عصبانبت” بر می داربم ، تعریف جدیدی از “ترس” اراده می دهیم و یاد میگیریم قدر “غم” را بدانیم.ضمنا یک راه حل طلایی برای کنترل این احساسات در یک کانال سالم ارائه می دهیم

ترس

دلتان شور می زند،ماهیچه هایتان منقبض شده، قلبتان به شدت میتپد.بدنتان در حالت هشدار قرار می گیرد ، کف دستتان عرق میکند و انگشتانتان را بهم فشار می دهید. موجی از ترس ناگهان بر شما غلبه می کند

تصور کنید شما یک انسان اولیه هستید که میلیون ها سال قبل در جنگل ها زندگی می کردید و پشت بوته ها یک ببر خشمگین میدیدید.مغز شما وقت ندارد فکر کند ” اوه این جانور خطرناک به نظر می رسد ، باید خودم را برای شرایط اضطراری آماده کنم” خوشبختانه اعصاب سمپاتیک وقت را تلف نمی کند و مانند یک سیستم هشدار سریع در بدن عمل می کند: جنگیدن یا فرار کردن

اگر احساس ترس شیرین و آرامبخش بود آیا ما قادر بودیم خطر را جدی بگیریم؟

!حالا آدرنالین و جریان بیشتر خون به شما کمک می کند تا به سمت غارتان فرار کنید.امروز را نجات پیدا کردید

“آیا ترس مفید است؟ بله ترس به معنای واقعی کلمه ضامن بقای ماست “

حتی در دنیای امروز که عوامل خطر کمتری در اطرافمان وجود دارد ، ترس به ما کمک میکند جان سالم به در ببریم.ترس کمک می کند تا در یک کوچه خلوت و تاریک با احتیاط راه برویم و در مورد تصمیمات خطرناک زندگی تجدید نظر کنیم

یک مطالعه در سال ۲۰۱۲ ،دسته ای از بیماران دارای اختلال روانی و افراد سالم را در مورد نحوه پاسخ آنها به تصاویر چهره های تهدیدآمیز مقایسه کرد. تصاویر روی صفحه رایانه نشان داده شده بودند ، و شرکت کنندگان می توانستند از یک جوی استیک برای زوم کردن استفاده کنند تا تصاویر را کوچکتر یا بزرگتر کنند.افراد سالم تمایل داشتند که تصاویر را کوچک و از خود دور کنند. در حالی که ، شرکت کنندگان دارای اختلالات روانی به هیچ وجه سعی نکردند از تماشای چهره های تهدیدآمیز جلوگیری کنندچنین الگوی پاسخ دهی نشان میدهد نترس بودن ممکن است به معنای بی احساس بودن باشد

همچنین ، اغلب ما یاد می گیریم از چیزهایی که عواقب بدی دارند بترسیم. به عنوان مثال ، در یک مطالعه تصویربرداری از مغز در سال ۲۰۰۵ ، شرکت کنندگان سالم یاد گرفتند از عکس چهره هایی که دارای سبیل هستند ، بترسند.بدین ترتیب که هر بار  با نمایش این چهره ها ، از طریق یک لوله، جریانی از فشار هوای ناخوشایند به آنها تزریق میشد.مدارهای ترس در مغز آنها در طی این فرایند یادگیری فعال شدند و بدن آنها با واکنشهای مناسبی مانند تعریق واکنش نشان داد. اما برای مبتلایان به اختلالات روانی داستان متفاوت بود. پوست آنها عرق نمی کرد و مدارهای ترس آنها هیچ فعال سازی خاصی نشان نمی داد

به نظر می رسد ترس نه تنها احساس مفیدی برای بقای فردی ماست بلکه می تواند به حفظ آرامش کل اجتماع هم کمک کند. اگر همه ما به معنای واقعی کلمه نترس و بی باک بودیم ، ممکن بود روانی شویم و این به نظر می رسد یک وضعیت واقعاً خطرناک است

عصبانیت

فریاد زدن ،تهدید کردن، پرتاب کردن اشیا ،مشت های گره کرده، اینها نشانه عصبانیت نیستند بلکه همه نشانه های پرخاشگری هستند

مهمترین نکته ای که باید بگویم این است که عصبانبت و پرخاشگری دو مقوله متفاوت هستند.شما ممکن است بدون آنکه به کسی صدمه ای وارد کنید احساس عصبانیت کنید همچنین می توانید به کسی پرخاش کنید بدون آنکه از او عصبانی باشید

“عصبانیت یک احساس است در حالی که پرخاشگری یک رفتار است”

اگر عصبانیت و پرخاشگری یکسان می بود ، قطعا بایستی جلوی عصبانیت گرفته می شد.اما واقعیت این است که عصبانیت یک احساس کاملا سالم و نرمال است

بیایید دوباره به اجدادمان فکر کنیم.فرض کنید شما تمام روز را صرف چیدن میوه می کردید و من همه آنها را از شما می دزدیدم چه حسی به شما دست می داد؟البته به شدت عصبانی می شدید.احساس تنش و بی قراری می کردید و احتمال درگیری زیاد بود. عصبانیت به شما انگیزه میداد تا با من مقابله کنید.اما اگر عصبانی نمی شدید احتمالا من یاد می گرفتم که می توانم همیشه دسترنج شما را بدزدم چون این کار برای من هیچ عواقبی نداشت

در دنیای مدرن ، ما استراتژی های پیچیده تری برای رویارویی با مشکلات داریم. اگر کسی ساندویچ من را از یخچال اداره بدزدد ، من میتوانم او را وادار به عذرخواهی کنم طوری که او دیگر هرگز این کار را انجام ندهد. این برخورد نه تنها از ساندویچ های آینده من محافظت می کند بلکه باعث می شود همکارانم برای من احترام بیشتری قائل شوند.در  مطالعه‌ای در سال ۲۰۰۱ که در ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی منتشر شده است از مردم خواسته شد تا همکاران خود را براساس میزان ابراز احساسات مختلف از جمله عصبانیت ارزیابی کنند

معلوم شد میزان خشم و عصبانیتی که افراد بروز می دهند با میزان شایستگی که به آن فرد نسبت داده می شود ارتباط مستقیمی دارد.حتی عصبانیت بیشتر ارتباط معناداری  با حقوق بالاتر و پتانسیل پیشرفت بیشتر نشان می داد

البته من توصیه نمیکنم در محل کارتان راه  بیفتید و سر مردم داد بزنید و وسایلشان را به اطراف پرتاب کنید!به یاد داشته باشید عصبانیت و پرخاشگری کاملا متفاوت هستند.عصبانیت نشان می دهد یک اتفاق ناعادلانه رخ داده ،کسی به ما ظلم کرده یا کسی که برایمان مهم است آسیب دیده است. در اینصورت برخورد ما می تواند به صورت قاطعانه ، همرا با اعتراضات مسالمت آمیز ، حل مسئله ، بخشش و بسیاری گزینه های دیگر باشد

نهایتا به نظر می رسد احساس خشم و عصبانیت چندان هم بد نباشد چرا که به ما کمک میکند بفهمیم اتفاقی رخ داده است که بایستی به آن رسیدگی شود.حالا بیایید از یک احساس منفی دیگر صحبت کنیم

اندوه

این احساس واقعا سخت و عذاب آور است.غم و اندوه انرژی ما را تخلیه می کند و انگیزه مان را کاهش می دهد.اما چطور ممکن است غم برایمان مفید باشد؟

خب ،بیایید ببینیم چه زمان هایی احساس غم و اندوه می کنیم؟ وقتی کسی که دوستش داریم می میرد. وقتی رابطه خوبی را از دست می دهیم. وقتی چیزی را که از ته دل می خوهیم  نمیتوانیم بدست آوریم .اینها تجربیاتی هستند که همه ما داشته ایم

چه اتفاقی می افتد اگر در این مواقع احساس ناراحتی نکنیم؟ اگر برای عزیز از دست رفته مان عزادار نشویم ، احتمالاً به کسانی که هنوز زنده هستند هم  اهمیتی نخواهیم داد. اگر از دست دادن یک رابطه خوب مارا نارحت نکند ، هرگز برای داشتن رابطه خوب نخواهیم جنگید و درآخر اگر نرسیدن به اهدافمان ما را غمگین نسازد برای رسیدن به آن اهداف تلاشی نخواهیم کرد

بدون غم و اندوه ، ما نخواهیم دانست کدام اهداف برای ما مهم است زیرا عدم دستیابی به آنها نمی تواند در ما دردی بوجود آورد

از طرف دیگر ، احساس غم و اندوه به ما این امکان را می دهد بفهمیم در زندگی بیشتر به چه چیزهایی  اهمیت می دهیم. به ما درسهایی می دهد که از اشتباهات خود بیاموزیم و به ما یادآوری می کند چه چیزهایی را گرامی بداریم. غم و اندوه در کنار احساسات مثبت مانند شادی و هیجان ، به ما این امکان را می دهد تا طعم احساسات مختلف را بچشیم ،ارزش هایمان را پررنگتر و رفتارمان را کنترل کنیم

حقیقت آن است که داشتن ترکیبی از احساسات نشانه ای از سلامت ماست

مطالعه ای با تقریباً ۲۰۰ شرکت کننده نشان داد که افرادی که احساسات مثبت و منفی را باهم تجربه می کنند ،نسبت به دیگران از سلامت جسمی بیشتری برخوردارند. اگرچه این جامعه آماری بسیار کوچک است اما به خوبی نشان می دهد چگونه داشتن رنگین کمانی از احساسات مثبت و منفی به سلامتی افراد کمک می کند

احساسات منفی به ظاهر بی فایده یا خطرناک هستند اما در واقع برای حفظ حیات ما بسیار مفید هستند

ترس سیستم هشدار دهنده درونی ماست ،عصبانیت در مقابل بی عدالتی بر میخیزد و غم خاطر نشان می سازد چه چیزهایی برایمان مهمترند

قانون طلایی برای کنترل احساسات منفی

کافیست بدانید داشتن این احساسات کاملا طبیعی است.احساساتتان را درآغوش بکشید و هرگز سعی نکنید با آنها بجنگید چرا که احتمالا شما بازنده این جنگ خواهید بود.اجازه دهید احساسات در شما جریان یابند و خودشان راه را به شما نشان دهند

احساسات منفی. ترس. روانپزشک تهران. روانپزشک خوب در تهران